مادر
برای من سخت است که بگویم در این نزدیک یک سالی که نبودی چند نامه برایت نوشتم و چند هزار بار ارزو کردم می توانستم گوشی تلفن را بردارم و صدایت را بشنوم.با خواب های نیمه شبی تو و عکس ها یت زندگی می کنم.و خودم را تسکین می دهم که نیمی از وجودم تو هستی.تا هستم تو هم خواهی بود....اما این همه تسکین قطره اول اشک دلتنگی نیست.
روز مادر ...برایم شد اشک ...خاطره بازی....بغض و خفگی.
اما از این همه گذشته ...خوشبختم که سالها تجربه داشتن را داشته ام.و تا هستم عاشقانه دوستت دارم.
روز همه مادران دنیا مبارک
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت 12:15 توسط آذر ممتاز
|
هستم ؛ درست نمی دانم آیا از 2 ده قبل از سال معروف 2000 که در روزی برفی وابستگیم را به رگی قطع کردند و به اکسیژن وابسته ام کردند یا از همان لحظه که پیر مرد روی بالکن چوبی با عینک ته استکانی فرم مشکی نوشتن را یادم داد !