برای من سخت است که بگویم در این نزدیک یک سالی که نبودی چند نامه برایت نوشتم و چند هزار بار ارزو کردم می توانستم گوشی تلفن را بردارم و صدایت را بشنوم.با خواب های نیمه شبی تو و عکس ها یت زندگی می کنم.و خودم را تسکین می دهم که نیمی از وجودم تو هستی.تا هستم تو هم خواهی بود....اما این همه تسکین قطره اول اشک دلتنگی نیست.

روز مادر ...برایم شد اشک ...خاطره بازی....بغض و خفگی.

اما از این همه گذشته ...خوشبختم که سالها تجربه داشتن را داشته ام.و تا هستم عاشقانه دوستت دارم.

روز همه مادران دنیا مبارک